اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٢٠ - يورش مغولى
نصب كنند. وى براى هر سرباز صد من گندم و يك مشك شراب معين كرد و چنين وصيت نمود:
«بر پيروى كردن از سنتهاى چنگيز و دستورهاى او در كليات و جزئيات امور، محافظت كن. كسانى را كه از قسمت جيحون تا منتهىاليه مصر از اوامر و دستورهاى تو پيروى نمايند و از نواهى تو دورى كنند، به انواع لطف هداياى خودت بهرهمند بگردان. اما كسى را كه از دستورهاى تو تمرد مىكند، همراه همسران، فرزندان و نزديكانش غرق در ذلت و خوارى بگردان». تا آخر وصيت ...
هلاكو در ماه ذيحجه سال ٦٥٠ ه (١٢٥٢ م) به اردوگاه رفت تا خود را آماده حمله كند. پس از يك سال كامل يعنى در سال ٦٥١ ه كه تدارك نيازمنديهايش جهت حمله به اتمام رسيد، با سپاه بزرگى حملهاش را آغاز نمود.
وى قبل از اينكه حركت كند به حاكمان ولاياتى كه قصد داشت از آنها عبور كند، سفارش كرد كه خوردنى و نوشيدنى كافى براى رزمندگانش آماده كنند و راههايى را كه نيازمند آمادهسازى هستند، آماده كنند و كشتىها را براى عبور از رودخانهها تدارك ببينند. وقتى از ولايتى عبور مىكرد، سربازانى كه آن ولايت تدارك ديده بود، به ارتش او مىپيوستند.
در تابستان سال ٥٦٢ ه در تركستان و ماوراء النهر اردو زد در ماه شعبان سال ٦٥٣ ه (١٢٥٥ م) بر چراگاههاى سمرقند پياده شد و نزديك چهل روز را در حال بادهگسارى در آنجا سپرى كرد. سپس بار سفر را بست و اين بار در حدود «كش» پياده شد و مدت يكماه در آنجا اقامت گزيد. سپس پيشرويش را از سر گرفت تا اينكه به رود جيحون رسيد. اينگونه هلاكو مرحله اوّل حركتش را طى كرد. در اينجا توقفى كرد تا خود را براى اجراى اولين نقشهاش در خلال