اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٢٤ - آشكار شدن اهداف مغولها
با صليبيان در ذهنشان نبود و همراهى آنها با صليبيان در آغاز جز از قبيل به دست آوردن فرصت، چيز ديگرى نبود.
ظاهرا مغولها برخورد با صليبيان را در سواحل شام، به بعد از اشغال مصر به تعويق انداختند، ولى بازگشت هلاكو به سرزمين خود و ناكامىاش در اشغال مصر، نقشه آنها را نقش بر آب كرد.
بديهى است مقاصد و اهداف هلاكو بر صليبيان مخفى نماند. ازاينرو بارونهاى عكا خشمشان را از مغولها پنهان نمىكردند و به آنها همچون بربرها مىنگريستند.
اينك مغولها تبديل شدهاند به يك عده بربر. حال كه صليبيان مأيوس شدهاند مغولها را به صفوف خويش متصل كنند تا آنها را براى نابودى مسلمانان كمك كنند، تبديل به يك عده بربر شدهاند. اما آن روزى كه لوئى نهم و هيتوم به سوى آنها سفير مىفرستادند و يا خودشان به طرف آنها رهسپار مىشدند تا با آنها همكارى كنند، بربر نبودند، بلكه همپيمانانى بسيار خوب و دوستانى خيرخواه بودند! از قضا يكى از اين بارونها به نام «كنت جوليان» كه اهل صيدا بود، به گروهى از مغولها حمله كرد و برادرزاده كيتوبوقا، يكى از فرماندهان مغولها را به قتل رساند. اين حادثه باعث شد بهانهاى به دست مغولها بيفتد و دشمنى خود را زودتر اظهار كرده، خشمگينانه براى تخريب صيدا حركت كنند.
همچنين وقتى سپاه مصر به پيشقراولان سپاهيان مغول كه به شهر غزه آمده بر آن پيروز شده بودند و تصميم داشتند پا را از اين فراتر بگذارند، حمله كردند، فرنگيان در عكا به مصريان اجازه دادند از سرزمين آنها عبور كرده، زاد و توشه برگيرند.