اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٩١ - حشيشيه
جانشينان احتمالى او، پرداخته شده بود. مستعليان نيز به نوبه خود با اعلاميه و بيانيههايى در صدد پاسخ به ادعاهاى آنان بر مىآمدند و با ادلهاى ديگر، ادله آنها را رد مىكردند.
از جمله اين اقدامات اين است كه خليفه فاطمى، الآمر باحكام الله، رسالهاى تأليف كرد به نام «الهداية الآمرية فى ابطال الدعوى النزارية». نزاريان نيز رديهاى بر اين رساله تأليف كردند. آنگاه مستعليان نيز بر اين رديه، رسالهاى نگاشتند كه در قسمتى از آن آمده است:
«چون اين كتاب از جانب آقا و سرور ما ابو على الآمر باحكام الله، امير المؤمنين، صادر شد ... به واسطه آن، نور حق آشكار، طلوع كرد و بركت آن شامل تمامى اهل دين گرديد.»
رساله فوق در ادامه چنين مىافزايد:
«... و چون اين رساله به دمشق رسيد و گروهى از جماعت حشيشيه بر آن آگاهى يافتند، متحير شدند و خاطرشان آزرده گرديد ...»
تا آخر آنچه در اين رساله آمده است.
وقتى دكتر جمال الدين شيال اين رساله را در طى كتاب «مجموعة الوثائق الفاطمية» انتشار داد، تفسير معقولى براى كلمه- حشيشيه به دست آمد. زيرا دكتر شيال از جمله مورخينى نيست كه به رسالت تاريخى نمىانديشند و تاريخ را در خدمت هواهاى نفسانى و اغراض شخصى خود مىگيرند بلكه او مورخى است كه تنها در پى دريافت حقيقت است و لذا وقتى به كلمه حشيشيه مىرسد، ذهنش متوجه اين مطلب نمىشود كه مراد از اين كلمه اتهامى است بر نزاريان مبنى بر اينكه آنها بنگ و حشيش استعمال مىكردهاند زيرا هيچ انسان منصفى چنين چيزى را نمىگويد. بلكه تفسير وى از كلمه حشيشيه اين است كه مراد آنها كه