اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٩٣ - حشيشيه
الفاطمية» را اشغال نكرده است متن كامل جوابيه بوده است. همچنانكه اين مطلب از جوابيه طرف مقابل نزاريان كه گفته است: «پاسخ نزاريان به رديه مستعليه بر بقاياى قسمت سفيد از نسخه «هدايه» نگاشته شده است»، نيز استنباط مىشود.
مشاهده مىشود كه نزاريان در قبال توصيفشان به حشيشيه [كه از طرف مستعليان انجام مىشده است] پاسخ ندادهاند [و در صدد برنيامدهاند كه از خود دفاع كنند] و اين نشان مىدهد كه آنها از اين وصف، اتهام استعمال مواد مخدر را نمىفهميدهاند و چنانچه از اين وصف اين اتهامات را درك و از اين وصف اين اتهامات را تفسير مىكردند، مسلما در صدد پاسخگويى بر مىآمدند و در اين زمينه سكوت اختيار نمىكردند.
نزاريان بر اين جوابيه، پاسخى دادند و مستعليان نيز به نوبه خود بر پاسخ آنها پاسخى تنظيم كردند كه در آن براى بار ديگر آنها را به حشيشيه توصيف كردند. زيرا در قسمتى از پاسخ آنها آمده است:
اى فرزندان دعوت فاطمى بر آنچه شما در جواب گروه حشيشيه- كه خدا آنها را اصلاح و هدايت كند- نوشتهايد، آگاهى يافتهام.»
تاريخ اين جوابيه اخير، بدون ذكر سال آن، بيست و هفتم ماه ذيحجه است و دكتر شيال سال اين جوابيه را سال ٥١٦ ه استنتاج كرده است.
البته اگرچه تفسير دكتر شيال از كلمه حشيشيه تفسير معقولى است و مىتوان به آن اعتماد نمود، اما با اين حال اين تفسير نيز انسان را بهطور كامل اقناع نمىكند و من هميشه بر اين اعتقاد بودهام كه تفسير ديگرى نيز بر اين وصف مىتوان ارائه كرد.
من مىدانستم كه گروهى از دانشمندان و طبيبان عرب مشهور بودهاند به