اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٩٤ - حشيشيه
اينكه گياهان دارويى را گردآورى كرده آنها را بهعنوان دارو در معرض فروش مىگذاشتهاند. يكى از مشهورترين اينها فردى بوده است به نام ابو العباس احمد بن مفرج اشبيلى اندلسى معروف به ابن الروميه كه در سال ٥٦١ ه (١١٦٥ م) در اشبيليه متولد شده است. وى همانطوركه يك گياهشناس بوده، متخصص و سازنده داروهاى گياهى هم بوده است. وى همچنين از رجال حديث نيز به شمار آمده است. همچنانكه در مورد او گفته شده است: «رغبت وى به سماع حديث و ارتباط با محدثين و همچنين تمايلش به يافتن اماكنى كه محل رويش انواع علفهاست و نيز علاقهاش به جمعآورى گياهان مختلف دارويى او را بر آن داشت كه سفرهاى متعددى انجام دهد.» وى تأليفات گرانقدرى در مورد انواع گياه و دارو دارد.
علاوه بر اين، خانوادههايى وجود دارند كه داراى لقب «حشائشى» هستند و اين لقب را نسل اندر نسل به ارث بردهاند بدون اينكه در مورد گياهان، فعاليتى داشته باشند. بدون شك اين افراد كسانى هستند كه گذشتگانشان در زمينه گياهان فعاليت داشتهاند و ازاينرو به آنها اين لقب اطلاق مىشده است و اين لقب همچنان بر دودمان آنها هم اطلاق شده است تا جايى كه حتى پس از ترك فعاليت در اين زمينه، اين لقب بر آنها مانده است. يكى از اين افراد، محمد بن عثمان حشائشى است كه در سال ١٢٧١ ه (١٨٥٥ م) در شهر تونس بدنيا آمد و مؤلف چندين كتاب است از جمله كتابى به نام «جلاء الكرب عن طرابلس الغرب»- كه قبلا از آن ياد كرديم و دوباره آنرا و پس از آن را براى رعايت نظم و ترتيب بحث، تكرار خواهيم كرد.
با توجه به مطالب فوق اين سؤال مطرح مىشود كه از كجا معلوم اطلاق صفت حشائشى به نزاريان، ريشخندى به آنان نبوده باشد از اين باب كه: ايشان