اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٩٨ - بين چنگيز، هولاكو و طوسى
مبالغهآميز است، زيرا نشانههاى اساسى شهر مانند كاخهاى خليفه و مدارس و بازارها و بيشتر محلات با خرابى محدود كه به سرعت قابل بازسازى بود، باقى مانده بودند، ..» ..
وى مىافزايد: «علاوه بر اين، كتاب موسوم به الحوادث الجامعه- كه معاصر است- وجود دار الخلافه و كاخ دواتدار بزرگ و [مسجد] جامع خليفه و مدرسه نظاميه بازار [نظاميه] و مدرسه مستنصريه و مدرسه تتشيه و مدرسه اصحاب و مدارس كاروانسراهاى ديگر را تأييد و تأكيد مىكند».
در «الحوادث الجامعه»، صفحه ٣٣٣، و «جامع التواريخ»، ج ٢، بخش اول، صفحه ٥٩٥ مىنويسد: هولاكو پس از قتل و غارت فرمان بازسازى شهرها و ترميم بازارها و بازگرداندن كار بازاريان به همان وضعى كه قبلا بود، را صادر كرد. در آنچه گذشت ديديم كه هولاكو بلافاصله پس از سقوط حكومت پيشين، سه نفر را به كار گمارد تا اداره امور عراق به دست عراقيان باشد. آنها مؤيد الدين ابن علقمى، على بهادر، فخر الدين دامغانى و قاضى عبد المنعم بندنيجى بودند.
اگرچه على بهادر اصالة غير عراقى بود و عراقىنما، ولى مسلمان بودن او كافى بود چرا كه در آن زمان فرقههاى قومى مانند امروز بروز و ظهور نداشت، بلكه اصل اين بود كه فرد، موطنى اسلامى داشته باشد تا همه مسلمانان هموطن او باشند.
اينگونه مىبينم كه هولاكو، عراق را تحت يك سلطه مغولى بدون واسطه، توسط مغولها اداره نمىكرد، بلكه اداره حكومت را به اهل آن ديار وانهاد، تا خود متولى آن باشند.[١]
[١]پس از اينكه كار براى هولاكو استوار شد، براى اشراف عمومى بر اداره شهرهاى تحت سلطه، پسر