اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٠٦ - گريزى به جنگهاى صليبى
بىدرنگ كشمكش براى بار ديگر بين صالح ايوب در مصر و عمويش صالح اسماعيل در دمشق در گرفت كه ناصر داود در اردن، صالح اسماعيل را مساعدت نمود. پيش از اين، پادشاه دمشق و پادشاه اردن از صليبىها استمداد كرده پيشنهاد نموده بودند كه در قبال اين مساعدت سيطره كامل صليبىها بر قدس را تأمين كند. به اين معنا كه صليبىها بر حرم شريف شامل مسجد الاقصى و قبة الصخرة (گنبد سنگ) كه به موجب معاهده سال ١٢٢٩ م (٦٢٧ ه) و تسليم قدس به صليبىها، اگرچه اسما، در حوزه مسلمانان و نظارت آنان بوده است، دست يابند.[١]
در همين زمان سلطان صالح ايوب به صليبىها پيشنهاد مىكند كه در مقابل بهايى كه پادشاه دمشق و اردن به صليبىها پيشنهاد كردهاند، عليه اين دو پادشاه، پيمانى ببندند.
ملاحظه شد كه چگونه سلاطين سهگانه ايوبى يعنى صالح ايوب، صالح اسماعيل و ناصر داود در طى سال ٤٤- ١٢٤٣ ميلادى استيلاى صليبىها بر حرم شريف را تثبيت كردند. يكى از مورخان به نام جمال الدين واصل كه در اين سال گذرى به قدس داشته است، مشاهداتش را چنين نقل مىكند: «بر روى «صخره» راهبان را ديدم و بر آن شيشههاى شراب بود. در مسجد الاقصى ناقوس به صدا در مىآمد و در حرم از اذان خبرى نبود».[٢]
خوارزميان در سال ١٢٤٤ (٦٤٢ ه) با ده هزار نفر به قدس يورش بردند و بر آن چيره شدند و فلسطين را اشغال كردند و اينچنين قدس بالأخره به دست مسلمانان افتاد.
[١]مصر و الشام ...، ص ١١١ به نقل از مقريزى السلوك، ج ١، ص ٣١٥.
[٢]مصر و الشام ...، ص ١١٢، به نقل از عينى، عقد الجمان، حوادث سال ٦٤١، و همچنين به نقل از ابو الفداء، حوادث سال ٦٤١.