اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٩٥ - خواجه نصير الدين طوسى، ابن علقمى و سقوط بغداد
به نزد هولاكو را ديده يا آنان را دستگير كرده و يا با آنان سخنى گفته يا شاهد ورود آنان نزد هولاكو بوده است».
تنها منبع اين شايعات، دواتدار صغير، دشمن سرسخت ابن علقمى بوده.
٣- مطالبى كه به وى نسبت داده مىشود، مشكوك است [و اينكه] زنده ماندن ابن علقمى و شركت او در هيأتى كه براى اداره امور عراق، پس از اشغال، تشكيل شد [دليل خيانت اوست] مردود است، چرا كه كسانى از اركان دولت قبل از اشغال عراق بودند كه زنده ماندند و در آن هيأت شركت داشتند مانند صاحب ديوان خليفه مستعصم يعنى وزير ماليه او، و دروازهدار زمان وى، يعنى رئيس پليس پايتخت، و نيز نزديكترين مشاور خليفه و دوستش عبد الغنى درنوس كه از آن جمله مىباشند.
مغولها ناگزير بودند از اينكه كسانى از اهالى مناطق (اشغال شده) اداره امور را به عهده بگيرند. بنابراين كسانى را براى اين كار برگزيدند كه ابن علقمى يكى از آنان بود ملاك اين انتخاب- چنانكه به وضوح پديدار است- تسلط فرد انتخاب شده در كارهاى ادارى بود. ازاينرو بزرگان حكومت پيشين را برگزيدند. و كسانى كه بعدها آمدند، بىاساس بودن اين دليل را دريافتند.
چنانكه مىبينيم ديار بكرى قصه كشته شدن ابن علقمى به دست هولاكو را ساخته پرداخته مىكند.
دكتر جعفر خصباك در اين مورد چه زيبا گفته است: «چنين بر مىآيد كه اتهام سقوط بغداد به ابن علقمى به جهت پردهپوشى بر اهمال و هرجومرجى است كه از آغاز جنگ مغولها با دولت خوارزمى در سال ٦١٦ ه (١٢١٩ م.) بر اداره عراق حاكم بوده است چه اينكه نقشه درست و مناسب در آن زمان،
اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي ٣٩٦ خواجه نصير الدين طوسى، ابن علقمى و سقوط بغداد: ..... ص : ٣٨٣