اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٨١ - خواجه نصير الدين طوسى
كردند. پس از آن بود كه هر مقاومتى درهم شكست و شهرها يكى پس از ديگرى سقوط كرده، كشتار و ويرانى و آتش همهجا را فرا گرفت و مردم درحالىكه سرگردان بودند، خانه و كاشانه خود را رها كرده، برخى به دشتها و برخى ديگر به شهرهاى دوردست و بالأخره گروهى به دژهاى محكم پناهنده شدند. آنها كه توانايى هيچ يك از اينها را نداشتند، سرگردان و بىهدف و بدون اينكه بدانند مرگ چه زمانى به سراغ آنها مىآيد، مكان خود را ترك كردند. در اين ميان، همچنان كه گذشت، تنها قلعههاى نزاريان بود كه توانستند خود را حفظ كنند و مانع دستيابى مغولها به آنها شوند از جمله كسانى كه به اين قلعهها پناهنده شد، خواجه نصير الدين طوسى بود. البته گفتار مورخان در مورد چگونگى پناهندگى مختلف است. برخى معتقدند كه محتشم ناصر الدين عبد الرحيم بن أبي منصور، حاكم قهستان، از طرف علاء الدين محمد، پيشواى نزاريان آن زمان، به رياست قلاع نزاريان خراسان منصوب مىشود. محتشم ناصر الدين كه مردى دانشمند و از جوانمردان روزگار بوده است، به دانشمندان و فضلا عنايت داشت و آوازه خواجه را شنيده بود و جايگاه او را در علم و فلسفه و انديشه مىدانست و از قبل راغب بود او را ملاقات كند. ازاينرو به واسطه پيكى از او دعوت به عمل آورد به قهستان بيايد. اين دعوت، تمايل شديد مدعو آواره را جلب كرد و فكر كرد آن پناهگاه امنى را كه به دنبال آن بوده، يافته است. لذا دعوت او را پذيرفت و به قهستان رفت.
خبر ورود خواجه بر ناصر الدين، به گوش علاء الدين محمد، پيشواى نزاريان رسيد. لذا از او خواست خواجه را نزد او روانه كند.
خواجه نصير الدين طوسى كه چارهاى از اجابت اين درخواست نداشت، به همراه ناصر الدين به طرف قلعه ميمون دژ، مقر علاء الدين محمد، به راه افتاد.