اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٧٩ - خواجه نصير الدين طوسى
ابن تيميه هيأتهاى خيانت متشكل از سلاطين، رجال و شخصيتهاى سياسى اسلامى را كه در كاخ هلاكو جمع شده بودند، نمىبيند و تنها خواجه نصير الدين طوسى را مىبيند. چرا چنين است؟ به اين دليل كه او وقتى مىخواهد بنويسد، با چشم بصيرت به وقايع نمىنگرد، بلكه بصيرتش به واسطه تعصب كور شده، نمىتواند حقايق را ببيند و به جاى آن، اباطيل برايش خودنمايى مىكند.
در اينجا قصد نداريم از مواضع خواجه نصير الدين طوسى سخن بگوييم چرا كه در كتاب ديگرى به اين مطلب پرداختهايم. اما راجع به اتهامات ابن تيميه به خواجه نصير الدين طوسى كه در آن كتاب سخنى نگفتهايم، مطالبى را متعرض مىشويم:
به پندار ابن تيميه، خواجه نصير الدين طوسى يكى از مهمترين شخصيتهاى اسماعيليان ملحد و از مشاوران و وزيران آنها است و كسى بود كه فرمان قتل خليفه عباسى را صادر كرد.
ابن تيميه برخلاف نص صريح تاريخ، چنين پندارهايى دارد. او باكى ندارد از اينكه كلامش با سادهترين حقايق تاريخى منافات داشته باشد. چرا؟ به دليل اينكه او مىخواهد به هر وسيلهاى به كسانى كه منفور او هستند دشنام دهد. منفور او هستند، نه به يك دليل عقلپسند، بلكه به دليل اينكه آنها با او در هر چيزى همعقيده نيستند. هركسى كه با او همعقيده نباشد، از نظر او منفور، بلكه ريختن خون، آبرو و عزتش، چه به وسيله شمشير و چه به وسيله قلم، مباح است. از اين رهگذر، خونهاى مسلمانان در كسروان لبنان به زمين ريخته شد و نزديك بود كه خون بسيارى از مسلمانان در بعلبك، هرمل و جبل عامل چنانچه غافلگير مىشدند، ريخته شود.