اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٤٠٧ - مقايسه دو ستمگر
مسير طولانى چنگيز را از نظر سوختن و ويرانى و اسارت و هتك حرمت، پيدا كرده هر كارى كه دلشان بخواهد بر سر اين شهرها در بياورند.
نيز فضيلت وى اين بود كه هولاكو را واداشت تا به سرزمينها [ى فتح شده] استقلال كامل بخشد تا مسلمانان بر آنها حكومت كنند نه مغولها، و براى امر حكومت، فرمانروايان شايسته و عادل برگزيده شوند كه كشور را در مسير پيشرفت و حركت و سازندگى و علم رهبرى كنند كسانى كه به تعبير ابن فوطى (معاصر آنها): «معروف به ديندارى و حسن يقين و ..». باشند.
همچنين فضيلت وى اين بود كه زير نظر هولاكو مدارس و كتابخانههايى را بنا كرد و به سوى دانشمندان اموالى سرازير كرد تا آنان صرفا به نشر دانش و تأليف كتاب بپردازند. ابن الفوطى در «الحوادث الجامعه» صفحه ٣٥٣ مىنويسد: «هولاكو دانشمندان و فضلا را دوست مىداشت و به آنان احسان مىنمود و پاداش مىداد، و بر مردمان دلسوز بود و فرمان به خوشرفتارى و تخفيف نسبت به آنان مىداد و به آنان سخت نمىگرفت و مانند عادت پادشاهان، آنان را به وظايف و تكاليف سخت وادار نمىكرد». همچنين به (نذرات الذهب) جلد ٥ صفحه ٣١٦ مراجعه كنيد. و به عقيده ما همه اينها به خاطر توجيهات خواجه نصير الدين بوده است. وى راه را براى اسلام مغولها هموار كرد و نسلى باهوش را براى ادامه راه بعد از خود، تربيت نمود.
[اين] نقشهاى بود از نصير الدين طوسى براى نجات جهان اسلام از چنگال مغولها و بتپرستى كينهتوزانهاى كه با هدف ويران كردن و از بين بردن اسلام، با كنار زدن سلطه اسلام، و سپس سست كردن عقيدهها و خرد ساختن افكار و نشر نادانى، نسبت به اسلام و مسلمين داشتند.
نقشهاى آرام و به دور از شبهات، كه نصير الدين آن را ترسيم كرد،