اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٨٣ - خواجه نصير الدين طوسى
بههرحال، هريك از نظريات سهگانه فوق كه صحيح باشد، بر نظريه ابن تيميه كه معتقد است خواجه يكى از شخصيتهاى مهم اسماعيليان ملحد و از مشاوران آنها بوده است، خط بطلان مىكشد. چرا كه اگر نظريه اوّل را بپذيريم، چيزى را ثابت نمىكند مگر اينكه او صرفا يكى از پناهندگان فرارى و به دنبال مكانى بوده است تا از قتلعام مغولها جان سالم بدر ببرد. بنابراين او نه تنها يكى از شخصيتهاى مهم اسماعيلى نبوده، بلكه اساسا اسماعيلى نبوده است. بديهى است موقعيت يك انسان پناهنده در پناهگاهش، مانند موقعيت يك انسان ضعيف مستأصلى است كه به هر گوشهاى مىرود، احساس ذلت و سرشكستگى مىكند.
جالب اينجاست كه ابن تيميه به اين اكتفا نمىكند كه خواجه يك شخصيت مهم اسماعيلى بوده، بلكه پا را از اين فراتر گذارده، مىنويسد وى وزير و مشاور آنها بوده است. پناهنده مستأصل بىنوايى كه بيش از يك پناهگاه امن، آرزويى ندارد، از نظر ابن تيميه تا سر حد يك وزير ترقى مىكند!
تمام اينها در صورتى است كه نظريه اوّل را بپذيريم. اما چنانچه نپذيريم، طبق دو فرضيه ديگر خواجه نصير الدين طوسى جز زندانى و اسيرى در الموت، پايگاه اسماعيليان ملحد، چيز ديگرى نبوده است.
البته اين نظريات تا وقتى مورد پذيرش است كه نص صريح و روشنى از خواجه در اين زمينه نداشته باشيم. اما چنانچه نص صريح و روشن و مطمئنى در مقابل ما قرار داشته باشد كه خواجه با دستان خود نگاشته و حقيقت ماجرا را براى ما آشكار نموده باشد، جايى براى نظريات ديگر باقى نمىماند. خواجه در انتهاى كتاب اشارات كه آن را در طى اقامتش در قلاع نزاريان نگاشته است، چنين مىنويسد: