اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٦ - فصل چهارم در انواع، كه در تحت اجناس فضائل باشند
خواهد بآسانى دست دهد از جهت ملكه كه اكتساب كرده باشد.
و اما انواعى كه در تحت جنس شجاعت است يازده نوع است:
اول- كبر نفس دوم- نجدت سوم- بلندهمتى چهارم- ثبات پنجم- حلم ششم- سكون نفس هفتم- شهامت هشتم- تحمل نهم- تواضع دهم- حميت يازدهم- رقت
اما كبر نفس آن بود كه نفس بكرامت و هوان مبالات نكند و به يسار و عدمش التفات ننمايد بلكه بر احتمال امور ملايم و غيرملايم قادر باشد.
و اما نجدت آن بود كه نفس واثق باشد بثبات خويش تا در حالت خوف جزع بر او وارد نيايد و حركات نامنتظم از او صادر نشود.
و اما بلندهمتى آن بود كه نفسرا در طلب ذكر جميل سعادت و شقاوت اين جهانى در چشم نيفتد و بدان استبشار و ضجرت ننمايد، تا بحدى كه از هول مرك نيز باك ندارد.
و اما ثبات- آن بود كه نفسرا قوت مقاومت آلام و شدائد مستقر شده باشد تا از عارض شدن امثال آن شكسته نشود.
و اما حلم- آن بود كه نفسرا طمأنينتى حاصلشود كه غضب بآسانى تحريك او نتواند كرد و اگر مكروهى باو رسد در شغب نيايد.
و اما سكون- آن بود كه نفس در خصومات يا در حربهائى كه جهت محافظت حرمت يا ذب از شريعت لازم شود، خفت و سبكسازى ننمايد و اين را عدم طيش نيز گويند.
و اما شهامت- آن بود كه نفس حريص گردد بر اقتناى امور عظام از جهت توقع ذكر جميل.
و اما تحمل- آن بود كه نفس آلات بدنى را فرسوده گرداند در استعمال از جهت اكتساب امور پسنديده.