اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤٣ - فصل سوم در اقسام اجتماعات و شرح احوال مدن
و تصرف و اختلاف و عناد، جماعتى را تصور افتد كه صورت پرست باشند نه حقيقت بين.
و اركان مدينه فاضله پنج صنف باشد.
اول- جماعتى كه بتدبير مدينه موسوم باشند و ايشان اهل فضايل و حكماى كامل باشند كه بقوت تعقل و آراى صايبه در امور عظام از ابناى نوع ممتاز باشند و معرفت حقايق موجودات، صناعت ايشان بود و ايشان را افاضل خوانند.
دوم- جماعتيكه عوام و فروتران را بمراتب كمال اضافى ميرسانند و عموم اهل مدينه را بآنچه معتقد طايفه اول بود دعوت ميكنند، تا هركه مستعد بود بمواعظ و نصايح ايشان از درجه خود ترقى ميكند، و علوم كلام و فقه و خطابت و بلاغت و شعر و كتابت صناعت ايشان بود، و ايشان را ذو الالسنه گويند
سوم- جماعتى كه قوانين عدالت در ميان اهل مدينه نگاه ميدارند و در اخذ و اعطاء، تقدير واجب رعايت ميكنند و بر تساوى و تكافى تحريص ميدهند و علوم حساب و استيفاء و هندسه و طب و نجوم، صناعت ايشان بود و ايشانرا مقدران خوانند.
چهارم- جماعتيكه بحفظ حريم و حمايت بيضه اهل مدينه موسوم باشند، و ارباب مدن غير فاضله را از ايشان منع ميكنند و در مقاتله و محافظت شرايط شجاعت و حميت مرعى ميدارند و ايشان را مجاهدان خوانند.
پنجم- جماعتى كه ارزاق و اقوات اين اصنافرا ترتيب ميسازند چه از وجوه معاملات و صناعات و چه از وجوه حسابات خراج و غير آن. و ايشان را ماليان خوانند. و رياست عظمى را در اينمدت چهار حال بود.
اول- آنكه ملكى على الاطلاق در ميان ايشان حاضر بود و علامت