اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٤ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
پس معلوم شد كه عفت و سخاوت و شجاعت نيكو نيايد الا از مرد حكيم و شرايط آن تمام نشود الا بحكمت تا هر نوعى را بجاى خويش و بوقت خويش بمقدار حاجت بر مقتضاى مصلحت بكار دارد.
پس هر عفيفى و هر شجاعى حكيم نبود و هر حكيمى عفيف و شجاع بود و همچنين عملى شبيه بعدالت صادر شود از كسانيكه عدالت در ايشان موجود نبود و اظهار اعمال عدول كنند از جهت ريا و سمعت تا بوسيله آن مالى يا جاهى يا چيزى مرغوب جذب كنند، يا بجهت غرضى ديگر، مانند آنچه تقديم يافت در ديگر فضايل، و نشايد كه افعال امثال اينطايفه را بعدالت نسبت دهند. از بهر آنكه عادل حقيقى كسى بود كه تعديل قوتهاى نفسانى و تقويم افعال و اقوالى كه صادر شود از آن قوتها، چنانكه بعضى بر بعضى غالب نشود بتقديم رسانيده باشد. بعد از آن در آنچه خارج ذات او بود مانند معاملات و كرامات و غير آن همين نسق رعايت كرده باشد و نظر او در عموم اوقات بر اقتناى فضيلت عدالت بود نه بر غرضى ديگر و اين آنگاه متمشى شود كه نفس را هيئتى نفسانى كه مقتضى ادب كلى بود حاصل آمده باشد تا افعال و آثار او در سلك نظام انخراط يابد، و در ديگر فضايل همين اعتبار محافظت بايد كرد تا حقايق آن از آنچه بدان شبيه بود بازشناسد.
و اللّه ملهم الصواب و واهب العقل.