اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٣ - فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال
چاهى افكنند از خوف فقرى يا از فزع زوال جاهى يا از مقاسات امرى شنيع بر بيدلى حمل كردن لايقتر است از آنكه بر شجاعت.
چه موجب اين افعال طبيعت جبن بود نه طبيعت شجاعت، از جهت آنكه شجاع صبور بود و بر تحمل شدايد قادر، و در هرحال كه حادث شود فعلى از او صادر گردد كه مناسب آنحال بود
و از اين معنى واجب شده تعظيم كسى كه بشجاعت موسوم بود بر كافه عقلاء و حكمت چنان اقتضا كند كه پادشاه يا كسيكه قيم امور دين و ملك بود بچنان كس مناقشه نكند و قدر او بشناسد و ميان محل او و محل كسانى كه بدو تشبه كنند و از شجاعت بىبهره باشند تميز كند،
چه شجاع عزيز الوجود بود و استهانت او بشدايد در امور محمود و صبر او بر مكاره وقايع و استخفاف او بچيزهائى كه عوام آنرا بزرك شمرند مانند قتل سخت ظاهر باشد نه بمكروهيكه تداركش ناممكن بود اندوهگين شود و نه از هولى كه ناگاه حادث شود مضطرب گردد و چون در خشم شود خشم او بمقدار واجب بود بر كسيكه مستحق ايذاء باشد در وقتى كه لايق بود چون انتقام كشد هم بر اين شرايط بر انتقام اقدام نمايد
و حكماء گفتهاند كسيكه در معرض انتقامى افتد و از آن ممنوع شود ذبولى بنفس او راه يابد كه زوال آن جز بانتقام صورت نبندد و بعد از آنكه بمراد رسيده باشد نشاطى كه در طبيعت او مركوز بوده باشد معاودت كند.
و اين انتقام اگر بحسب شجاعت بود محمود باشد و الا مذموم بود و بسيار كسان بودهاند كه بر انتقام از ملكى قاهر يا خصمى غالب اقدام نمودهاند تا نفس خويشرا بدان در ورطه هلاك افكندهاند بىآنكه مضرتى يا نقصانى بكار (بحال خ ب) آنكس راه يافته باشد، و چنين انتقام وبال صاحبش و موجب مزيد ذل و عجز او باشد.