اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٥ - فصل چهارم در سياست و تدبير اولاد
و فهم او كند شود، و اگر گوشتش كمتر دهند در حركت و تيقظ و قلت بلادت و انبعاث بر نشاط و خفت نافع باشد، و از حلوا و ميوه خوردن منع كنند كه اين طعامها استحالهپذير بود، و عادت او گردانند كه در ميان طعام آب نخورد، و نبيذ و شرابهاى مسكر بهيچوجه ندهند تا بسن شباب نرسد، چه بنفس و بدن او مضر بود، و بر غضب و تهور و سرعت اقدام و وقاحت و طيش باعث گرداند و او را بمجلس شراب خوارگان حاضر نكنند مگر كه اهل مجلس افاضل و ادباء باشند و از مجالست ايشان او را منفعتى حاصل آيد.
و از سخنهاى زشت شنيدن و لهو و بازى و مسخرگى احتراز فرمايند و طعام ندهند تا از وظائف ادب فارغ نشود و تعبى تمام بدو نرسد، و از هر فعلى كه پوشيده كند منع كنند، چه باعث بر پوشيدن استشعار قبح بود تا بر قبح ديگر دلير نشود، و از خواب بسيار منع كنند كه آن تغليظ ذهن و اماتت خاطر و فتور اعضاء آرد، و بروز نگذارند بخوابد و از جامه نرم و اسباب تنعم منع كنند تا درشت برآيد و درشتى خو كند، و از خيش و سردابه بتابستان و پوستين و آتش بزمستان تجنب فرمايند، و رفتن و حركت و ركوب و رياضت عادت او افكنند و از اضدادش منع كنند، و آداب حركت سكون و خاستن و نشستن و سخن گفتن بدو آموزند، چنانكه بعد از اين ياد كنيم.
و مويش را ترتيب ندهند و بملابس زنان او را زينت نكنند و انگشترى تا وقت حاجت نرسد باو ندهند، و از مفاخرت با اقران بپدران و مال و ملك و مآكل و ملابس منع كنند، و تواضع با همه كس و اكرام كردن باقران بدو آموزند، و از تطاول بر فروتران و تعصب و طمع باقران منع كنند.