اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٦٨ - فصل اول در سبب احتياج بمنازل و معرفت اركان آن و تقديم آنچه مهم بود
و اذهان صافى در تهذيب و ترتيب اين صناعت و استنباط قوانين و اصول آن بر حسب اقتضاى عقول، غايت جهد مبذول داشتهاند و او را مدون و مجلد گردانيده.
و خواجه رئيس ابو على الحسين بن عبد اللّه بن سينا را رساله ايست در اين باب كه با كمال بلاغت شرط ايجاز رعايت كرده است. خلاصه آن رساله باين مقاله نقل كرده آمد و آنرا بديگر مواعظ و آداب كه از متقدمان و متأخران منقول بود موشح گردانيده شد، انشاء اللّه بنظر ارتضاء اهل فضل مشرف شود انه ولى التوفيق.
ببايد دانست كه اصل كلى در تدبير منزل آن بود كه همچنانكه طبيب در حال بدن انسان نظر كند از جهت اعتدالى كه بحسب تركب اعضاء مجموع تركيبرا حاصل آيد و آن اعتدال مقتضى صحت بدن و مصدر افعال بود بروجه كمال تا اگر آن اعتدال موجود بود آنرا محافظت كند و اگر مفقود گردد استعاده نمايد. و چون در عضوى از اعضاء خللى حادث شود در علاج آنعضو مصلحت عموم اعضاء نگاهدارد، خاصه مصلحت عضوى رئيس كه مجاور آن بود بقصد اول و بعد از آن مصلحت آنعضو بقصد ثانى بحدى كه اگر صلاح عموم اعضاء در قطع و كى (داغ) آنعضو بود قطع نظر كند از اصلاح آنعضو و بقطع و قلع آن مبالات نكند تا فساد بديگر اعضاء سرايت نكند.
هم بر اين نسق، مدبر منزل را رعايت صلاح عموم اهل منزل واجب بود و نظر او بقصد اول بر اعتدالى كه در تأليف افتد مقصور و محافظت آن اعتدال يا استردادش بر وجه صواب مقدور و در تدبير حال يك يك شخص بمعالجه كه طبيب يكيك عضو را كند مقتدى چه هريكى از اركان منزل نسبتا با منزل بمثابه هريكى از اعضاى مردم باشد نسبت با مجموع بنيه بعضى