سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
سؤال میکنیم : مثلا یکی از معیارها که افراد در سیرههاشان ممکن است به کار ببرند همان اصل غدر و خیانت است . اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران جهان از اصل غدر و خیانت برای مقصد و مقصود خودشان استفاده میکنند . بعضی تمام سیاستشان براساس غدر و خیانت است و بعضی لااقل جایی از آن استفاده میکنند . یعنی میگویند در سیاست ، اخلاق معنی ندارد ، باید آن را رها کرد . یک مرد سیاسی قول میدهد ، پیمان میبندد ، سوگند میخورد ، ولی تا وقتی پایبند به قول و پیمان و سوگند خودش هست که منافعش اقتضا بکند . همین قدر که منافع در یک طرف قرار گرفت ، پیمان در طرف دیگر ، فورا پیمانش را نقض میکند . چرچیل در آن کتابی که نوشته است در تاریخ جنگ بین الملل دوم که یک وقت روزنامههای ایران منتشر میکردند و من مقداری از آن را خواندم ، وقتی که حمله متفقین به ایران را نقل میکند میگوید : " اگر چه ما با ایرانیها پیمان بسته بودیم ، قرارداد داشتیم و طبق قرارداد نباید چنین کاری میکردیم " . بعد خودش به خودش جواب میدهد ، میگوید : " ولی این معیارها : پیمان و وفای به پیمان ، در مقیاسهای کوچک درست است ، دو نفر وقتی با همدیگر قول و قرار میگذارند درست است ، اما در سیاست ، وقتی که پای منافع یک ملت در میان میآید ، این حرفها دیگر موهوم است . من نمیتوانستم از منافع بریتانیای کبیر به عنوان اینکه این کار ضد اخلاق است چشم بپوشم که ما با یک کشور دیگر پیمان بستهایم و نقض پیمان بر خلاف اصول انسانیت است . این حرفها اساسا در مقیاسهای کلی و در شعاعهای خیلی وسیع درست نیست " . این همان اصل غدر و خیانت است ، اصلی که معاویه در سیاستش مطلقا