سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
همسایه مسلمان توام . چه کاری پیش آمده ؟ من آمدهام که با همدیگر برویم مسجد برای عبادت . بیچاره بلند شد وضو گرفت و رفت مسجد . [ پس از خواندن نمازهای نافله ] گفت تمام شد ؟ گفت : نه ، نماز صبحی هم هست . نماز صبح را هم خواند . تمام شد ؟ نه ، بگذار نافله بخوانیم ، مستحب است . آنقدر نافله بخوانیم که بین الطلوعین بیدار باشیم تا اول آفتاب . اول آفتاب شد . گفت یک مقدار بعد از آفتاب هم [ عبادت کنیم ] . ظهر هم او را نگهداشت برای نماز و تا عصر نیز نگاه داشت و بعد گفت : تو که غذا نخوردهای ، نیت روزه هم بکن ، و خلاصه او را تا دو ساعت از شب گذشته رها نکرد . فردا صبح که رفت در خانهاش را زد ، گفت کیستی ، گفت برادر مسلمانت ، برای چه آمدهای ، آمدهام برویم برای عبادت ، گفت این دین برای آدمهای بی کار خوب است ، ما استعفا دادیم ، رفتیم به دین اول. بعد امام صادق فرمود که این جور نباشید . این شخص یک آدمی را مسلمان کرد و بعد به دست خودش مرتد و کافر کرد . خیلی چیزهاست که اثر تنفیر دارد یعنی مردم را از اسلام متنفر میکند . مثلا نظافت در اسلام بدون شک سنت است و مستحب مؤکد . نظافت از ایمان است و پیغمبر ما نظیفترین مردم زمان خودش بود . امروز هم اگر پیغمبر میبود او را مردی فوق العاده نظیف میدیدیم . یکی از چیزهایی که پیغمبر هیچوقت از آن جدا نمیشد و توصیه میکرد ، استعمال عطر و بوی خوش است . در عین حال نظافت ، امری است سنت و مستحب ، و واجب نیست . حال اگر یک نفر مبلغ لباسش کثیف و چرکین و بدنش متعفن باشد ، از نظر فقهی شاید نشود گفت او کار حرامی مرتکب شده ، ولی شما این حساب را