سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
خود انجام دادن و از احدی تقاضا نکردن . ببینید این تربیتها چقدر عالی
است ! این « بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » معنیش چیست ؟ باز اصحابش نقل
کردهاند [١] که در یکی از مسافرتها در منزلی فرود آمدیم . همه متفرق
شدند برای اینکه تجدید وضویی بکنند و آماده نماز بشوند . دیدیم که پیغمبر
اکرم بعد از آنکه از مرکب پائین آمد ، طرفی را گرفت و رفت . مقداریکه
دور شد ، ناگهان برگشت . اصحاب با خود فکر میکنند که پیغمبر برای چه
بازگشت ؟ آیا از تصمیم اینکه امروز اینجا بمانیم منصرف شده است ؟ همه
منتظرند ببینند آیا فرمان میدهد که حرکت کنید برویم ؟ ولی میبینید
پیامبر چیزی نمیگوید . تا میآید میرسد به مرکبش . بعد از آن خورجین یا
توبره روی آن ، زانو بند شتر را در میآورد ، زانوی شترش را میبندد و باز
دو مرتبه راه میافتد به همان طرف . اصحاب با تعجب گفتند : پیامبر برای
چنین کاری آمد ؟ ! این که کار کوچکی بود ! اگر از آنجا صدا میزد : آری
فلان کس ! برو زانوی شتر مرا ببند ، همه با سر میدویدند . گفتند یا رسول
الله ! میخواستید به ما امر بفرمائید ، به هر کدام ما امر میفرمودید ، با
کمال افتخار این کار را انجام میداد . ببینید سخن ، در چه موقع و در چه
محل و چقدر عالی است ! فرمود : « لا یستعن احدکم من غیره و لو بقضمة من
سواک » تا میتوانید در کارها از دیگران کمک نگیرید ولو برای خواستن یک
مسواک . آن کاری را که خودت میتوانی انجام بدهی ، خودت انجام بده .
نمیگوید کمک نگیر و از دیگران استمداد نکن ولو در کاری که نمیتوانی
انجام بدهی ، خودت انجام بده . نمیگوید کمک نگیر و از دیگران استمداد
نکن ولو در کاری که نمیتوانی انجام بدهی . نه ، آنجا جای استمداد .
[١] این را هم مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه نقل کرده است . البته دیگران هم نقل کردهاند .