سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
سال نماز نخوانیم ، یا یک سال متعرض بتهای ما نشو . پیغمبر چنین تصمیمی نگرفت ولی شاید در قلب او خطور کرد که برای هدایت اینها و برای خدا یک مداهنهای ، یک سازشی ، یک مماشاتی بکنم ( نظیر آنچه که از علی ( ع ) میخواستند که برای خدا با معاویه مماشات کن ) . نه ، طبیعت ایمان این مداهنهها و این مماشاتها را نمیپذیرد . اگر مسئله ایمان و حقیقت مطرح نبود ، مسئله حقوق اجتماعی و حقوق افراد [ مطرح بود مانعی نداشت ] . مثلا برای نجات جان یک فرد چه مانعی دارد که انسان دروغ هم بگوید ، بعد هم کشف بشود که او این دروغ را برای نجات جان وی گفته است . عیبی ندارد . ولی من بخواهم مردم را دعوت به خدا بکنم ، دلیلی ذکر بکنم بی حقیقت و دروغ ، بعد معلوم بشود که این دلیلی که من آوردم و راهی که من طی کردم برای دعوت مردم به حقیقت ، دروغ بوده و اصلا من با دروغ مردم را با ایمان کردم ، این ضربهای به ایمان میزند که دیگر التیام پذیر نیست . پس سخن ما در موضوع تبلیغ بود . قبلا مثالی عرض کردم که بعضی میگویند در راه تقویت ایمان ، تهمت هم به اهل بدعت بزنید ، و به عبارت دیگر برای تقویت ایمان ، به اهل بدعت هر دروغی میخواهید ببندید . آنها میخواستند یک چراغ سبز به اصطلاح بدهند ، به بهانه اینکه هدف ما ایمان است و هر وقت هدف ایمان شد اسلام به ما چراغ سبز داده که به دشمنان اسلام دروغ ببندید . گفتیم نه ، هرگز اسلام برای ایمان و در راه دعوت به حق و حقیقت ، دروغ را اجازه نمیدهد به هیچ شکلی و به هیچ نحوی . سایر کارهای مقدس هم از همین قبیل است .