سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
در یک جا به زبان فرد میگوید : « ان هذا اخی » ولی تعبیرهای دیگر
تعبیرهای جمع است و مثل اینکه بیش از دو نفر بودهاند . قرآن مطلب را
به این صورت طرح کرده است که این دو نفر آمدند نزد داوود ( و میدانید
که داوود از کسانی است که هم پیغمبر خدا و هم ملک و پادشاه یعنی حاکم
در میان قوم خودش بوده است ) . یکی از این دو نفر از دیگری شکایت کرد
یا یکی از افراد به نمایندگی جمع از دیگری شکایت کرد گفت : این برادر
من است ( حالا یا واقعا برادر صلبی بوده است یا برادر دینی ) نود و نه
گوسفند دارد و من یکی بیشتر ندارم ، در عین حال آمده از من همان یکی را
هم با خشونت مطالبه میکند . « فقال اکفلنیها و عزنی فی الخطاب »[١]
. قرآن همین مقدار نقل میفرماید که شاکی چنین اظهار داشت ، و دیگر نقل
نمیکند که دیگری از خودش دفاع کرد یا نکرد. بعد میفرماید که داوود گفت:
« لقد ظلمک بسؤال نعجتک الی نعاجه و ان کثیرا من الخلطاء لیبغی بعضهم
علی بعض ». او با این کارش به تو ستم کرده است . بله بسیاری از افراد
، شرکاء افرادی که با یکدیگر نزدیک اند و اختلافی باهم دارند بعضی به
بعضی دیگر ظلم میکنند . بعد قرآن میگوید که داوود ظن که گفتهاند به معنای
علم است دانست که این از طرف ما امتحانی بوده است : « و ظن داوود
انما فتناه »[٢] که ما مورد ابتلا و امتحانش قرار دادهایم ، پس افتاد
به تضرع و توبه و استغفار ، و خدا هم توبه او را پذیرفت . قرآن بیش از
این مطلب را بیان نکرده است .
[١] [ و گوید آنرا به من واگذار ، و در گفتگو و مجادله با من خشونت کرده است ] . [٢] سوره ص ، آیات ٢٣ و . ٢٤