سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
این که " گره را از زبان من باز کن " این است که موسی اندکی زبانش
میگرفته و مثلا " سین " را خوب تلفظ نمیکرده است . حتی گفتهاند آن
وقتی که بچه بود و فرعون میخواست امتحانش بکند و آتش سرخ شده به
دهانش گذاشت [ زبانش دچار لکنت شد ] . خیال نمیکنم اینها اساسی
داشته باشد . " گره را از زبان من باز کن " ظاهرا همان است که قرآن
مکرر روی آن تأکید میکند که پیغمبر ابلاغش باید ابلاغ مبین ، و پیام
رساندنش باید روشن و آشکار و آشکار کننده و راهنمایانه باشد . چون بعدش
هم میفرماید : « یفقهوا قولی »تا سخن مرا درک بکنند ، من بتوانم پیام
تو را وارد فهم مردم بکنم و مردم بفهمند . فهم کردن یعنی روشن شدن ، درک
کردن ، واضح شدن مطلب برای شخص . « و اجعل لی وزیرا من اهلی ٠ هارون
اخی ٠ اشدد به ازری ٠ و اشرکه فی امری ٠ کی نسبحک کثیرا ٠ و نذکرک
کثیرا ». پروردگارا این بار خیلی سنگین است ، برای من کمک بفرست .
انسانی را که خودش پیشنهاد میکند ، برادرش هارون است : پروردگارا
برادرم هارون را وزیر که معنی لغویش معاون است و کمک من قرار بده ، و
او را در این کار با من شریک گردان . چرا ؟ برای اینکه به اصطلاح راندمان
کار ما بیشتر باشد نه اینکه من میخواهم العیاذ بالله امتناع کرده باشم .
« کی نسبحک کثیرا ٠ و نذکرک کثیرا »[١] .
خطاب قرآن به رسول اکرم
در جای دیگر ، قرآن خطاب به رسول اکرم - ولی نه به[١] سوره طه ، آیات ٢٥ تا . ٣٤