سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
علیه السلام هم در زمان خلافت خودش ، در نهایت درجه این اصل را رعایت
میکند . یک رهبر مخصوصا اگر جنبه معنوی و روحانی هم داشته باشد هرگز
اسلام به او اجازه نمیدهد که برای خودش جلال و جبروت قائل بشود . اصلا جلال
و جبروتش در همان معنویتش است ، در همان قناعتش است ، در روحش است
نه در جسمش و نه در تشکیلات ظاهریش . امیرالمؤمنین در زمان خلافت وقتی
که آمدند به مدائن که نزدیک بغداد است و قصر قدیم انوشیروان یعنی قصر
مدائن در آنجا بود ، رفتند داخل این قصر و آن را تماشا میکردند . شخصی
شروع کرد به خواندن یک شعر عربی در بی وفایی دنیا که رفتند و . . .
فرمود اینها چیست ؟ ! آیه قرآن بخوان :
« کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمة کانوا فیها
فاکهین »[١] .
وقتی که حضرت وارد سرزمین ایران شدند و ایرانیها خبردار شدند که علی
علیه السلام میآید ، یک عده از دهاقین [٢] ، عدهای از سران کشاورزان
آمدند به استقبال حضرت ، و شروع کردند در جلوی ایشان دویدن . حضرت
صدایشان کرد و فرمود : چکار میکنید ؟ گفتند این احترامی است که ما برای
بزرگان خود بجا میآوریم که در رکابش در جلویش میدویم . به احترام شما
چنین کاری میکنیم .
[١] سوره دخان ، آیات ٢٥ تا . ٢٧ [ ترجمه : چه باغستانها و چشمهها و زراعتها و مجالس نیکو و عیش و نوشهای فراوانی را که در آنها دلخوش بودند ، رها نمودند ] . [٢] دهاقین جمع دهقان است که معرب دهگان است ، و اصل معنی دهقان یعنی که خدا نه کشاورز عادی .