سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤
مثالهای دیگری نیز در این زمینه داریم : مگر فقه ما نمیگوید که " دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز است " . این جمله مال سعدی است ولی فقه هم این مطلب را اجازه میدهد . فقه هم میگوید اگر در یک جایی یک دروغی به مصلحت اجتماع بود ، این دروغ گفته شود ، به این معنا که اگر در یک جایی امر دایر است مثلا میان یک راست گفتن و نفس محترم یک شخص مؤمن بی گناهی را به کشتن دادن ، و یا دروغ گفتن و یک بی گناهی را نجات دادن ، در اینجا دروغ بگو و بی گناه را نجات بده . این همان دروغ مصلحت آمیز است . این مگر غیر از این است که ما از وسیله نامشروع ، برای هدف مشروع استفاده میکنیم ؟ جواب این است : در بعضی از موارد حتی وسیله ، نامشروع هم نیست . در مورد جهاد و مال و ثروت قضیه از این قرار است . این اشتباه است که ما خیال بکنیم همین قدر که انسان ، انسان بیولوژیکی به اصطلاح شد دیگر جان و مالش محترم است ، از نظر انسان بما هو انسان در هر شرایطی بود ، بود . این طرز فکر فرنگیهاست که میگویندانسانها یعنی نوع آدم ، انسان زیست شناسی ، انسان بیولوژی ، انسانی که علم بیولوژی او را انسان میداند ، و البته انسانی که علم بیولوژی او را انسان میداند یعنی آن موجودی که یک سر و دو گوش و دو دست به این شکل خاص داشته باشد ، ناخنهایش پهن باشد ، مستقیم القامه باشد و روی دو پا راه برود . موجودی با این علائم ، انسان بیولوژی است . از نظر زیستشناسی و بیولوژی معاویه یک انسان است و ابوذر هم یک انسان ، یعنی این جور نیست که مثلا بگوییم گروه خون ابوذر بر گروه خون معاویه از نظر بیولوژی ترجیح دارد . از نظر بیولوژی موسی چمبه و