سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
دیگری است برای نابود شدن امواج و حوادث و پدیدههای جهان . حکما این
نوع از نیستی و نابودی را که در اثر برخورد با موانع است " موت
اخترامی " و نوع اول را که از پایان یافتن نیروی بقا ناشی میشود " موت
طبیعی " مینامند .
« هو الذی . . . ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده ». [١]
محیط اجتماع بشری با مجموع حوادث بزرگ و کوچک ، سودمند یا زیان آوری
که در آن رخ میدهد خود دریایی است پر از موج و جنبش و طوفان و لرزش .
امواج این دریا نیز به تدریج رو به وسعت مینهند و در برخورد با هم ،
یکدیگر را مغلوب مینمایند . اما برخی از امواج این دریای عظیم ، برخلاف
سایر امواج که هرچه بر وسعتشان افزوده میشود از قدرت و قوتشان کاسته
میشود و رو به نابودی میروند ، به موازات وسعت دائره ، بر قوت و قدرت
و طول آنها افزوده میشود و توان مقابله آنها با امواج مخالف فزونی
میگیرد ، گویی از نوعی خاصیت حیاتی بهرهمندند و نیروی مرموز " نمو " و
رشد در آنها نهفته است .
آری برخی از امواج اجتماعی زندهاند . امواج زنده همانها است که از
جوهر حیات سرچشمه میگیرد ، مسیرشان مسیر حیات و جهتشان رقاء و تکامل
است . پارهای از نهضتهای فکری ، علمی ، اخلاقی و هنری از آن جهت جاوید
میمانند که خود زندهاند و از
[١] سوره انعام آیه ٢ [ او کسی است که . . . سپس اجل و مدتی قرار داد ، و مدتی معلوم نیز نزد خود دارد ] .