سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
زندگی فردی ، مربوط به عالم آخرت ، هر چه هست - در دلش نگه میدارد و
وقتی با مردم مواجه میشود شادیاش را در چهرهاش ظاهر میکند . علی علیه
السلام همیشه با مردم با بشاشت و با چهره بشاش روبرو میشد مثل خود
پیغمبر . علی با مردم مزاح میکرد . مادام که به حد باطل نرسد ، همچنانکه
پیغمبر مزاج میکرد . رنود مولا یگانه عیبی که به علی گرفتند برای خلافت (
عیب واقعی که نمیتوانستند بگیرند ) این بود که گفتند : عیب علی این
است که خنده روست و مزاح میکند ، مردی باید خلیفه بشود که عبوس باشد و
مردم از او بترسند ، وقتی به او نگاه میکنند بی جهت هم شده از او بترسند
. پس چرا پیغمبر اینجور نبود ؟ خدا که درباره پیغمبر میفرماید :
« فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من
حولک ».
اگر تو آدم تندخو و خشن و سنگدلی میبودی ، نمیتوانستی مسلمین را جذب
کنی و مسلمین از دور تو میرفتند . پس سبک و متود و روش و منطقی که
اسلام در رهبری و مدیریت میپسندد لین بودن و نرم بودن و خوشخو بودن و
جذب کردن است نه عبوس بودن و خشن بودن آن طور که علی علیه السلام
درباره خلیفه دوم میفرماید :
« فصیرها فی حوزش خشناء یغلظ کلمها و یخشن مسها و یکثر العثار فیها و
الاعتذار منها » [١] .
ابوبکر خلافت را به شخصی داد دارای طبیعت و روحی
[١] نهج البلاغه ، خطبه ٣ : شقشقیه .