سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
بانگی هر چه بلندتر گوشها را میخراشد و از طرف دیگر دامنه ملت پرستی که خود نوعی توحش است ، با همه تعصبات و خودخواهی ها و قساوتها و آتش افروزیهای ناشی از آن روز به روز بالا میگیرد . این یکی از تناقضاتی است که منطق بشر امروز گرفتار آن است . آیا سخنی یاوهتر و دعوتی پوچتر از این میتوان یافت که از طرفی مذهب ، آن یگانه پشتوانه ارزشهای انسانی را پشت سر بگذاریم و از طرف دیگر دم از انسانیت و اخلاق بزنیم و بخواهیم با زور لفاظی و پند و اندرزهای توخالی طبیعت بشر را تغییر دهیم ؟ کاری است از قبیل نشر اسکناس بدون ضامن و پشتوانه . نه این است که بشر این قرن این نقصها و کمبودیها را احساس نمیکند ، و یا به فکر چاره نیفتاده است، خیر، به تمام وجود خویش آن را لمس میکند. این فلسفههای پرطمطراق و سازمانهای عظیم بین المللی و اعلامیههای بلند بالا به نام " حقوق بشر " مولود چه احساسی غیر از احساس این کم و کسرهاست؟ اما متأسفانه مثل اینکه تجربه معروف " زنگ و گربه " بار دیگر تکرار میشود . عیب و اشکال کار همان عیب و اشکال است : فقدان قدرت اجرائی . این فلسفهها و سازمانها و اعلامیهها و قطعنامهها سودی به انسان محروم نبخشید ، بلکه نتیجه معکوس داد و " سرکنگبین صفر افزود " ریسمانهایی که به نام بالا کشیدن او از قعر چاه به وجود آمده به صورت حلقههایی دور گلویش پیچیده و بیش از پیش آن را فشار میدهد .