سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
میکند . [١] میآمدند به علی ( ع ) میگفتند : تو چرا همان متودی را که
معاویه به کار میبرد به کار نمیبری تا کارت پیش برود ؟ تو به این فکر
باش که کارت پیش برود ، حالا هر چه شد ، یک جا آدم باید پول قرض کند
، از این بگیرد به آن بدهد ، یک جا هم یک وعدهای میدهد ، دروغ هم درآمد
درآمد ، میتواند وعده بدهد بعد هم عمل نکند . بگذار کارت پیش برود ، آن
مهمتر است . تا جایی که برای بعضی توهم پیدا شد که شاید علی این راهها
را بلد نیست ، معاویه زیرک و زرنگ است ، علی این زرنگیها را ندارد ،
که فرمود :
« و الله ما معاویه بادهی منی »
چرا اشتباه میکنید ؟ ! به خدا قسم که معاویه از من داهیه تر و زیرکتر
نیست . شما خیال میکنید من که غذر به کار نمیبرم راهش را بلد نیستم ؟ !
« و لکنه یغدر و یفجر »
او عذر و نیرنگ به کار میبرد و فسق و فجور میکند .
« و لولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس » .
اگر نبود که خدای متعال دوست نمیدارد غداری را ، آنوقت میدیدید من به
آن معنایی که شما اسمش را گذاشتهاید دهاء و معاویه را داهیه میخوانید [
داهیه هستم یا نه ؟ ] آنوقت میدیدید که داهیه کیست ، من داهیه هستم یا
معاویه ؟
[١] هنوز هم لغت " سیاست " در میان ما مساوی است با نیرنگ و فریب ، و حال آنکه سیاست یعنی اداره ، و سائس یعنی مدیر . ما درباره ائمه میگوییم : " وساسة العباد " یعنی سیاستمداران بندگان ، سائسهای بندگان ، ولی کم کم این لغت مفهوم نیرنگ و فریب را پیدا کرد .