سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
یکی سبکش استاتیک است یعنی اصلا حرکت را در نظام عالم دخالت نمیدهد . چندین سبک وجود دارد . حال میآییم در رفتارها . رفتارها نیز سبکهای مختلف دارد . سیره شناسی یعنی سبک شناسی . اولا یک کلیتی دارد : سلاطین عالم به طور کلی یک سبک و یک سیره و یک روش مخصوص به خود دارند با اختلافاتی که میان آنها هست . فلاسفه یک سبک مخصوص به خود دارند ، ریاضتکشها یک سبک مخصوص به خود دارند . پیغمبران به طور کلی یک سبک مخصوص به خود دارند و هر یک را که جدا در نظر بگیریم [ یک سبک مخصوص به خود دارد . مثلا ] پیغمبر اکرم یک سبک مخصوص به خود دارد . در اینجا یک نکته دیگر را باید عرض بکنم : این که عرض کردم در هنر سبکها مختلف است ، در شعر سبکها مختلف است ، در تفکر سبکها مختلف است ، در عمل سبکها مختلف است این برای آدمهایی است که سبک داشته باشند . اکثریت مردم اصلا سبک ندارند . خیلی افراد که شعر میگویند اصلا سبک ندارند ، سبک سرش نمیشود . خیلی از این هنرمندها ( شاید این کوبیستها اینطور باشند ) اساسا سبک سرشان نمیشود . خیلی از مردم در تفکرشان اصلا سبک و منطق ندارند ، یک دفعه به نقل استناد میکند ، یک دفعه به عقل استناد میکند ، یک دفعه حسی میشود ، یک دفعه عقلی میشود . اینها مادون منطقند . من به مادون منطقها کار ندارم . در رفتار هم اکثریت قریب به اتفاق مردم سبک ندارند . به ما اگر بگویند سبکت را [ در رفتار ] بگو ، سیره خودت را بیان کن ، روشت را بیان کن ، تو در حل مشکلات زندگی [ چه روشی داری ؟ پاسخی