سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
فرمود شما با این کارتان خودتان را حقیر و پست میکنید ، به آن بزرگ هم یک ذره سود نمیرسد . این کارها چیست ؟ ! من از این تشریفات بری و مبرا هستم . انسان هستید و آزاد . من بشری هستم شما هم بشری . این است که یکی از اصول زندگی رسول اکرم و از اصول روشهای پیغمبر اکرم اصل سادگی بود که « کان رسول الله خفیف المؤونة » و تا آخر عمر این اصل را رعایت کرد . در یکی از احادیث نقل کردهاند ( اهل تسنن هم نقل کردهاند ) که عمر بن الخطاب وارد میشود به اتاق پیغمبر اکرم ، در آن جریانی که حضرت از زنهایشان اعراض کردند و آنها را مخیر نمودند میان طلاق و یا صبر کردن به زندگی ساده . عدهای از زنها گفتند آخر ما وضعمان خیلی ساده است ، ما هم زر و زیور میخواهیم ، از غنائم به ما هم بدهید . فرمود : زندگی من زندگی ساده است . من حاضرم شما را طلاق بدهم و طبق معمول که یک زن مطلقه را به تعبیر قرآن باید ت سریح کرد ، یعنی باید مجهز کرد و یک چیزی هم به او داد ، حاضرم چیزی هم به شما بدهم . اگر به زندگی ساده من میسازید بسازید ، و اگر میخواهید رهایتان کنم رهایتان بکنم . البته همهشان گفتند خیر ، ما به زندگی ساده میسازیم ، که جریان مفصل است . نوشتهاند عمر بن الخطاب وقتی که اطلاع پیدا کرد حضرت از زنهایشان ناراحت شدهاند ، رفت که با حضرت صحبت بکند . میگوید یک سیاهی بود آنجا که در واقع به منزله دربان بود که حضرت به او سپرده بودند کسی نیاید . تا رفتم آنجا ، گفتم به حضرت بگو که عمر است . رفتو آمد گفت : جوابی ندادند . من رفتم و دو مرتبه آمدم ، اجازه خواستم بازهم به من