سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
ابوهریره در وجدانش راضی بود که من مؤمنی را نجات دادم ، تاجر مسلمانی را از ورشکستگی نجات دادم . ای خدا مرگت بدهد ، مگر حدیث پیغمبر باید وسیله این جور چیزها باشد ؟ بعدها در همین زمینهها چه حرفها که نگفتهاند ! شاید صدی نود و پنج خبرها و حدیثهایی که در فضیلت شهرها گفتهاند ، چیزهایی بوده که افراد به نفع خودشان خواستهاند بگویند . مثلا گفتهاند پیغمبر فرمود : خیر القری بیهق . ( قری به معنی اعم از ده و شهر است ) بهترین جاها بیهق است ، همین نزدیک سبزوار . پیغمبر به بیهق چه کار داشت که حالا بیاید از میان اینهمه جا بگوید : خیر القری بیهق چرا ؟ چون فلان آقای بیهقی میخواسته برای خودش وسیله درست بکند . و امثال اینها که اگر بخواهم برایش مثال ذکر بکنم الی ماشاءالله هست که نمیخواهم ذکر بکنم ولی این قدر بدانید که دین را این چیزها خراب کرده است و حال آن که همین طوری که ایشان ( علامه طباطبائی ) میفرمایند جزء آداب نبوت و جزء سیره کلی همه انبیاء این بوده است که هرگز برای هدف مقدس یعنی برای حق از باطل استفاده نکردند .
علی ( ع ) و استخدام وسیله
سیاست علی چرا انعطاف نمیپذیرفت ؟ شک نیست که هدفش مقدس بود . پیشنهاد ابن عباسها مگر چه بود ؟ پیشنهاد مغیرش بن شعبهها مگر چه بود ؟ همین مغیرش بن شعبه علیه ما علیه که بعدها جزء اصحاب خاص معاویه و از دشمنان علی ( ع ) شد در آغاز خلافت امیرالمؤمنین آمد با حضرت صحبت کرد ، ابتدا سیاستمدارانه