سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
یعنی مردم روغن صاف شده کنجد را در یک شیشه میبینند اما نمیدانند به سر آن دانه کنجد بیچاره چه آمد که حالا آنها روغن صاف شدهاش را میبینند . تبلیغ صاف شده و پاک و پاکیزهاش را مردم میبینند ولی نمیدانند چه بر سر آن بیچاره آمده است که امروز آنها دارند روغن صافش را مشاهده میکنند . به هر حال قرآن این مطلب را در سطحی بسیار بسیار بالا برده . چرا ؟ خدا میتوانست فقط به پیغمبر بگوید : « انا سنلقی علیک قولا ثقیلا »یا : « ا لم نشرح لک صدرک ». ولی همه اینها برای امت ، آموزش است . این حقیقت را چرا خدا با پیغمبر خودش بازگو میکند و در اختیار همه امت میگذارد ؟ خیلی مسائل بین خدا و پیغمبر هست ولی چون مربوط به کار عموم نیست ، خدا میداند و پیغمبر ، و برای غیر طرح نشده . وقتی که مسئلهای طرح میشود علامت این است که باید آن را آموخت . کار دعوت است ، کار تبلیغ است ، کار آسانی نیست . پس ما از قرآن میآموزیم که اولین شرط در امر دعوت و پیام رسانی ، شرح صدر است ، دل وسیع ، ظرفیت وسیع به اندازه دنیا .
ابلاغ به عقل و فکر
ممکن است بگویید چرا پیام رساندن اینقدر کار مشکلی باشد ؟ عرض میکنم : هر پیام رساندنی اینقدر مشکل نیست . یک ابلاغ است که فقط ابلاغ به حس است . بدیهی است کار آسانی است . ابلاغی که مأمور دادگستری میکند و مثلا اخطاری را به شخصی به عنوان مطلع یا متهم ابلاغ میکند ، ابلاغ به حس است که به رؤیت