سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
" سیره " یعنی چنین چیزها . آیا آنها در منطق عملی خودشان از این جور امور استفاده کردهاند یا نه ؟ در خراسان یک چیزی معروف است که من در بعضی از شهرستانهای ایران دیدهام هستو در بعضی دیگر نیست ، و استاد بزرگوار ما مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی ریشه آن را به دست داد که این چه بوده و از کجا پیدا شده ؟ در ولایت ما به اصطلاح فریمان خیلی شایع بود و شاید هنوز هم هست که میگفتند : اگر شخصی بخواهد برود مسافرت ، چنانچه اول کسی که به او بر میخورد سید باشد ، این امر نحس است و او قطعا از آن سفر بر نمیگردد ، ولی اگر غربتی به او بر بخورد ، این سفر ، سفر میمونی است . واقعا این جور معتقد بودند . مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی گفت : این یک ریشهای دارد : در دوره بنی العباس ، سادات را که بیچارهها اولاد پیغمبر مخفی بودند در خانه هر کسی گیر میآوردند نه تنها خود آنها بلکه تمام آن خاندان از بین میرفتند ، کم کم این فکر برای مردم پیدا شد که سید نحس به این معناست ، نحس سیاسی است نه نحس فلکی ، یعنی یک سید در خانه هر کسی آمد او دیگر خانه خراب است . این نحس سیاسی کم کم در فکر مردم تبدیل شد به نحس تکوینی و فلکی . بعد بنی العباس هم که از بین رفتند کم کم زنها و بچهها و مردم ساده لوح گفتند اصلا سید نحس است خصوصا در مسافرت . برای خود من اتفاق افتاد : سفر دوم یا سومی بود که میخواستم بروم قم ، از منزلمان که بیرون آمدیم سوار اسب شدم چون در دو فرسخی مهمان بودیم ، و از آنجا میخواستیم سوار ماشین بشویم و برویم . دوستان برای بدرقه آمده بودند و ما هم در منزل با مرحومه والده و دیگران