سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
نزدیک با او جنگید ، چون میداند اگر حسین تمام نیروهایش هم ضعیف شده باشد ، نمیتواند با او بجنگد ، از دور سنگ میپرانند ، پیشانی مقدس اباعبدالله میشکند . پیراهن را بالا میبرد که خونها را پاک کند ، اینجاست که جنگ عاشورا پایان مییابد ، اباعبدالله از روی اسب به روی زمین میافتد . دیگر نمیگویم چه شد ، همین قدر عرض میکنم که یک وقت شنیدند که فرمود : « باسم الله و بالله و علی ملة رسول الله » . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین . باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم یا الله . . . پروردگارا عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما ، ما را قدردان اسلام و قرآن قرار بده . ما را حق شناس و استفاده کننده از وسیله حق قرار بده ، انوار محبت و معرفت خودت را در دلهای ما قرار بده ، انوار محبت و معرفت پیغمبرت و آل پیغمبرت را در دلهای ما بتابان ، اموات ما مشمول عنایت و مغفرت خودت بفرما . و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .