سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
به تعبیر قرآن حیات تازهای به روح میدهد [١] ، یعنی با ارائه یک
سلسله هدفهای عالی و انسانی و مافوق طبیعی خواستههای نوی به وجود میآورد
و بالتبع احساسات رقیق و عواطف لطیف خلق میکند و بالاخره جهان درون
انسان را دگرگون ساخته و بسی وسعت میبخشد ، و از طرف دیگر تمایلات و
غرائز طبیعی را تعدیل و مهار مینماید .
در مقابل قدرت علمی و فنی بشر ، هیچ دژ تسخیر ناپذیری وجود ندارد جز
یکی ، آن دژ روح و نفس آدمی است . کوه و صحرا و دریا و فضا و زمین و
آسمان همه در قلمرو قدرت علمی و فنی بشر است . تنها مرکزی که از این
قلمرو خارج است نزدیکترین آنها به آدمی است . مطیع کردن و مسخر ساختن
این دژ ، به قول مولوی : " کار عقل و هوش نیست ، شیر باطن سخره خرگوش
نیست " .
و از قضا خطرناکترین دشمنان آسایش و آرامش ، امنیت و عدالت ، آزادی
و مساوات ، و بالاخره خوشبختی و سعادت بشر در همین دژ پنهان شده و کمین
کرده است . « اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک » [٢] .
بشر امروز پس از این همه موفقیتهای علمی ، دردمندانه مینالد ، از چه
مینالد ؟ کسریها و کمبودهایش در کدام ناحیه است ؟ آیا جز در ناحیه خلق
و خوی و " آدمیت " است ؟ بشر امروز از نظر علمی و فکری پا به جائی
نهاده که آهنگ سفر افلاک کرده و سقراط ها و افلاطونها باید افتخار
شاگردیش را بپذیرند ، اما از نظر
[١] یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم
. سورش الانفال ، آیه . ٢٤[٢] حدیث نبوی : [ بزرگترین دشمنان تو همان نفس توست که میان دو پهلوی توست ] .