سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
بعضی سبکشان در کارها دفع الوقت کردن است ، واقعا به دفع الوقت اعتماد دارند . بعضی سبکشان بیشتر دوراندیشی است . بعضی در سبک خودشان قاطع و برنده هستند . بعضی در سبکشان قاطع و برنده نیستند . بعضی در سبک خودشان فردی هستند یعنی تنها تصمیم میگیرند . بعضی اساسا حاضر نیستند تنها تصمیم بگیرند ، آنجا هم که کاملا مطلب برایش روشن است باز تنها تصمیم نمیگیرد ، و این مخصوصا در سیره پیغمبر اکرم عجیب است : در مقام نبوت ، در مقامی که اصحاب آنچنان به او ایمان دارند که میگویند اگر تو فرمان بدهی خود را به دریا بریزیم به دریا میریزیم ، در عین حال نمیخواهد سبکش انفرادی باشد و در مسائل تنها تصمیم بگیرد ، برای اینکه اقل ضررش این است که به اصحاب خودش شخصیت نداده ، یعنی گویی شما اساسا فکر ندارید ، شما که فهم و شعور ندارید ، شما ابزارید ، من باید فقط دستور بدهم و شما عمل کنید . آنوقت لازمهاش این است که فردا هر کس دیگر هم رهبر بشود همین جور عمل بکند و بگوید : لازمه رهبر این است که رهبر فکر و نظر بدهد و غیر رهبر هر که هست فقط باید ابزارهای بلا ارادهای باشند و عمل بکنند . ولی پیغمبر در مقام نبوت چنین کاری را نمیکند . شورا تشکیل میدهد ، که اصحاب چه بکنیم ؟ " بدر " پیش میآید شورا تشکیل میدهد ، " احد " پیش میآید شورا تشکیل میدهد : اینها آمدهاند نزدیک مدینه ، چه مصلحت میدانیم ؟ از مدینه خارج بشویم و در بیرون مدینه با آنها بجنگیم یا در همین مدینه باشیم و وضع خودمان را در داخل مستحکم بکنیم ، اینها مدتی ما را محاصره میکنند ، اگر موفق نشدند شکست خورده بر میگردند . بسیاری از سالخوردگان و تجربه کارها تشخیصشان