سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
جایی که باید برسی ، من فهمیدم ، تو در رکاب فرزند فاطمه شهید خواهی شد . حسین شفیع تو در قیامت خواهد شد . زهیر ! کاری نکن که میان من و تو در قیامت جدایی بیفتد ، من دست به دامن تو میزنم به این امید که در قیامت مادر حسین از من هم شفاعت کند . این تذکر و بیداری کار را به جایی رساند که همین زهیر کاره از ملاقات امام حسین ، به جایی رسید که در صدر اصحاب ابا عبدالله قرار گرفت و روز عاشورا ابا عبدالله میمنه را به زهیر داد . آنقدر این مرد شریف از آب درآمد که میدانیم در روز عاشورا وقتی که ابا عبدالله تنها ماند و دیگر احدی از اصحاب و یاران و اهل بیتش نبود ، آنگاه که آمد وسط میدان و اصحاب خودش را صدا زد ، یکی از افرادی که در ردیف اول نامشان را برد جناب زهیر بود : « یا اصحاب الصفا و یا فرسان الهیجاء یا مسلم بن عقیل یا هانی بن عروش و با زهیر قوموا عن نومتکم بنی الکرام و ادفعوا عن حرم الرسول الطغاش اللئام » . خلاصه میگوید : زهیر جان ! عزیزم ! چرا خوابیدهای ؟ بلند شو ، از حرم پیغمبر خودت دفاع کن . و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظیم . باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم یا الله . . . پروردگارا عاقبت امر همه ما ختم به خیر بفرما ، خوف و خشیت خودت را در قلبهای همه ما قرار بده ، نیتهای همه ما را خالص بگردان . . .