سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
فحاشی کردن . بعضی اصحاب جواب دادند البته نه فحاشی . یکی از بزرگان
اصحاب گفت : یا اباعبدالله ! اجازه بدهید الان با یک تیر همین جا
حرامش کنم . فرمود : نه . خیال کرد حضرت توجه ندارند به این جهت که او
چه آدمی است . گفت : یا ابن رسول الله من این را میشناسم و میدانم چه
شقیی است . فرمود : میدانم . پس چرا اجازه نمیدهید ؟ فرمود : من
نمیخواهم شروع کرده باشم . تا در میان ما جنگ برقرار نشده است هنوز به
صورت دو گروه مسلمان روبروی یکدیگر هستیم . تا آنها دست به جنگ و
خونریزی نزنند من دست به جنگ نمیزنم . این اصل قرآنی را که در قرآن
است : « الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم
فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم »[١] که حضرت امیر هم در صفین به
همین آیه استناد میکرد و میگفت من شروع نمیکنم به حکم این آیه ، ولی اگر
شروع کردند دفاع میکنیم ، امام حسین در مورد شمر هم رعایت میکند و
میگوید قبل از آن که جنگ عملا از طرف دشمن شروع بشود از طرف ما نباید
شروع بشود . این نکات است که مقام معنویت امام را نشان میدهد که آنها
چگونه فکر میکردند : یک اصل کوچک ولو یک مستحب هم نباید پایمال شود .
ولی در دشمن این فکرها نیست . کم کم روز بر میآید ، لشکر عمر سعد
آماده میشوند . امام حسین علیه السلام هم میمنه
[١] سوره بقره ، آیه . ١٩٤ [ ماه حرام در مقابل ماه حرام است ( پس اگر مشرکین در ماه حرام با شما جنگیدند شما هم در ماه حرام با آنان بجنگید ) و در چیزهای محترم قصاص جایز است ، پس هر کس به شما تجاوز کرد شما هم به همان اندازه به او تجاوز کنید ] .