سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
نکردند که گرفتن خورشید ، هماهنگی عالم بالا بود به خاطر پیغمبر . یعنی
خورشید گرفت برای اینکه فرزند پیغمبر از دنیا رفته [١] .
این مطلب در میان مردم مدینه پیچید و زن و مرد یکزبان شدند که دیدی !
خورشید به خاطر حزنی که عارض پیغمبر اکرم شد گرفت ، در حالی که پیغمبر
به مردم نگفته العیاذ بالله که گرفتن خورشید به خاطر این بوده . این امر
سبب شد که عقیده و ایمان مردم به پیغمبر اضافه شود ، و مردم هم در این
گونه مسائل بیش از این فکر نمیکنند .
ولی پیغمبر چه میکند ؟ پیغمبر نمیخواهد از نقاط ضعف مردم برای هدایت
مردم استفاده کند ، میخواهد از نقاط قوت مردم استفاده کند ، پیغمبر
نمیخواهد از جهالت و نادانی مردم به نفع اسلام استفاده کند ، میخواهد از
علم و معرفت مردم استفاده بکند . پیغمبر نمیخواهد از نا آگاهی و غفلت
مردم استفاده کند ، میخواهد از بیداری مردم استفاده کند ، چون قرآن به او
دستور داده : « ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم
بالتی هی احسن »[٢] . وسائلی ذکر کرده . [ پیغمبر نفرمود ] عوام چنین
حرفی از روی جهالتشان گفتهاند ، خذ الغایات و اترک المبادی [٣] ،
بالاخره نتیجه خوب از این گرفتهاند . ما هم که به آنها نگفتیم ، ما در
اینجا سکوت میکنیم . سکوت هم
[١] البته این مطلب فی حد ذاته مانعی ندارد . به خاطر پیغمبر ممکن است دنیا زیر و رو بشود . اینها مسئله مهمی نیست . [٢] سوره نحل ، آیه . ١٢٥ [ به راه پروردگارت با حکمت ( دلائل عقلی ) و اندرز نیکو دعوت کن و با بهترین روش با آنان به بحث و مجادله پرداز ] . [٣] [ به هدفها بپرداز و وسائل را رها کن ] .