سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥
حالا که همسر یک زن بازرگان و ثروتمند شده است ، دیگر دنبال کار
بازرگانی نمیرود . تازه دوره وحدت یعنی دوره انزوا ، دوره خلوت ، دوره
تحنف و دوره عبادتش شروع میشود . آن حالت تنهایی یعنی آن فاصله روحی
ای که او با قوم خودش پیدا کرده است ، روز بروز زیادتر میشود . دیگر
این مکه و اجتماع مکه ، گویی روحش را میخورد . حرکت میکند تنها در
کوههای اطراف مکه [١] راه میرود ، تفکر و تدبر میکند . خدا میداند که
چه عالمی دارد ، ما که نمیتوانیم بفهمیم . در همین وقت است که غیر از
آن کودک یعنی علی ( ع ) کس دیگر ، همراه و مصاحب او نیست .
ماه رمضان که میشود در یکی از همین کوههای اطراف مکه - که در شمال
شرقی این شهر است و از سلسله کوههای مکه مجزا و مخروطی شکل است - به
نام کوه " حرا " که بعد از آن دوره اسمش را گذاشتند جبل النور ( کوه
نور ) خلوت میگزیند . شاید خیلی از شما که به حج مشرف شدهاید این توفیق
را پیدا کردهاید که به کوه حرا و غار حرا بروید . و من دو بار این توفیق
نصیبم شده است و جزء آرزوهایم این است که مکرر در مکرر این توفیق برای
من نصیب بشود . برای یک آدم متوسط حداقل یک ساعت طول میکشد که از
پائین دامنه این کوه برسد به قله آن ، و حدود سه ربع هم طول میکشد تا
پائین بیاید .
ماه رمضان که میشود اصلا به کلی مکه را رها میکند و حتی از خدیجه هم
دوری میگزیند . یک توشه خیلی مختصر ، آبی ،
[١] کسانی که مشرف شدهاند میدانند اطراف مکه همه کوه است .