سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
میخورند ، تشنه میشوند آب میخورند ، احتیاج به خواب پیدا میکنند ، بچههای خودشان را دوست دارند ، غریزه جنسی دارند ، عاطفه دارند ، و لهذا میتوانند مقتدا باشند . اگر اینجور نبودند امام و پیشوا نبودند . اگر العیاذ بالله امام حسین عواطف یک بشر را نمیداشت ، یعنی اگر چنانکه یک بشر از رنجی که بر فرزندش وارد میشود رنج میبرد ، و اگر بچههایش را هم جلوی چشمش قطعه قطعه میکردند هیچ دلش نمیسوخت و مثل این بود که کنده را تکه تکه بکنند ، این که کمالی نشد . من هم اگر اینجور باشم این کار را میکنم . اتفاقا عواطف و جنبههای بشریشان از ما قویتر است و در عین حال در جنبههای کمال انسانی از فرشته و از جبرئیل امین بالاترند . و لهذا امام حسین میتواند پیشوا باشد ، چون تمام مشخصات بشری را دارد . او هم وقتی که جوان رشیدش میآید از او اجازه میخواهد دلش آتش میگیرد ، و صد درجه از من و تو عاطفه فرزند دوستیا ش بیشتر است و عاطفه از کمالات بشریت است ولی در مقابل رضای حق پا روی همه اینها میگذارد . « فاستأذن اباه فأذن له » . آمد گفت پدر جان ! به من اجازه میدهی ؟ فرمود برو فرزند عزیزم . اینجا مورخین خیلی نکات خوبی را متعرض شدهاند . نوشتهاند « فنظر الیه نظر آیس منه و ارخی عینیه » یک نگاهی کرد نگاه کسی که از حیات دیگری مأیوس است . از جنبههای روانشناسی و تأثیر حالات روحی در عوارض بدنی انسان ، این یک امر واضحی است که انسان وقتی مژدهای به او میدهند بی اختیار میشکفد و چشمهایش باز میشود . انسان اگر بر بالین یک