سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
مشهد یا لااقل به یک شهری که در آن عزاداریی بشود . گفتیم بالاخره ده هم هر چه باشد لابد یک مراسمی در آن هست . پرسیدیم ، معلوم شد یک تکیهای مثلا هست و آنجا مردم اقامه عزاداری میکنند . رفتیم دیدیم یک بابا روضه خوان دهاتی در آنجا رفت منبر . وقتی که رفت بالای منبر نشست دیدم خادم مسجد رفت یک دامن سنگ آورد ریخت در دامن این آقای مداح یا روضه خوان . من تعجب کردم که این برای . چیست ؟ مقداری روضه خواند ولی کسی گریه نکرد . گفت چراغها را خاموش کردند . شروع کرد سنگ پراندن به سر این و آن ، فریاد مردم بلند شد ، جیغ و داد مردم بلند شد و بالاخره گریه کردند . بعد که کار تمام شد من به او گفتم این چه کاری بود ؟ این جنایت است و دیه دارد ، چرا این کار را کردی ؟ گفت این مردم برای امام حسین جز از این راه گریه نمیکنند . به هر حال باید اشک مردم را جاری کرد ، از هر وسیله شده باید استفاده کرد . ایشان میگوید این مطلب غلط است ، " از هر وسیله شده " یعنی چه ؟ ! مگر امام حسین آنقدر مصائب جانسوز ندارد ؟ ! اگر او دل دارد ، اگر او محبت امام حسین را دارد ، اگر واقعا شیعه امام حسین است که تو روضه راست هم بخوانی گریه میکند ، و اگر دل ندارد ، اگر محبت امام حسین را ندارد ، اگر حسین را نمیشناسد ، میخواهم صد سال هم گریه نکند ، این چه وسیلهای است که تو داری استخدام میکنی ؟ ! پس این مطلبی که عرض کردم که برای حقیقت از هر وسیلهای نمیشود استفاده کرد منظورم ایمان است و منظور ایشان هم