سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
رؤیایی که از معده انسان بر میخیزد ، نه رؤیایی که محصول عقدهها ، خیالات و توهمات پیشین است . جزء اولین مراحلی که پیغمبر اکرم برای الهام و وحی الهی در دوران قبل از رسالت طی میکرد ، دیدن رؤیاهایی بود که به تعبیر خودشان مانند صبح صادق ظهور میکرد ، چون گاهی خود خواب برای انسان روشن نیست ، پراکنده است ، و گاهی خواب روشن است ولی تعبیرش صادق نیست ، اما گاه خواب در نهایت روشنی است ، هیچ ابهام و تاریکی و به اصطلاح آشفتگی ندارد ، و بعد هم تعبیرش در نهایت وضوح و روشنایی است . از سوابق دیگر قبل از رسالت رسول اکرم یعنی در فاصله ولادت تا بعثت ، این است که - عرض کردیم - تا سن بیست و پنج سالگی دو بار به خارج عربستان مسافرت کرد . پیغمبر فقیر بود ، از خودش نداشت یعنی به اصطلاح یک سرمایهدار نبود . هم یتیم بود ، هم فقیر و هم تنها . یتیم بود ، خوب معلوم است ، بلکه به قول " نصا ب " لطیم هم بود یعنی پدر و مادر هر دو از سرش رفته بودند . فقیر بود ، برای اینکه یک شخص سرمایهداری نبود ، خودش شخصا کار میکرد و زندگی مینمود ، و تنها بود . وقتی انسان روحی پیدا میکند و به مرحلهای از فکر و افق فکری و احساسات روحی و معنویات میرسد که خواه ناخواه دیگر با مردم زمانش تجانس ندارد ، تنها میماند . تنهایی روحی از تنهایی جسمی صد درجه بدتر است . اگر چه این مثال خیلی رسا نیست ، ولی مطلب را روشن میکند : شما یک عالم بسیار عالم و بسیار با ایمانی را در میان مردمی جاهل و بی ایمان قرار بدهید . ولو آن افراد ، پدر و مادر و