سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
السلام بر منبر بود . به مردم فرمود ( جملهای که همیشه تکرار میفرمود ) : « ایها الناس سلونی قبل ان تفقدونی » [١] . قبل از اینکه مرا در میان خود در نیابید هر چه سؤال دارید از من بپرسید و هر چه بپرسید من جواب میدهم . من به راههای آسمان از راههای زمین آگاهترم ، یعنی از زمین میخواهید بپرسید ، از آسمان میخواهید بپرسید ، محدودیتی نیست . یک وقت دیدند شخصی که قیافهاش نشان میداد از مهوده عرب یعنی از عربهای یهودی است ( هم قیافهاش نشان میداد که عرب است و هم طرز لباس و قیافهاش نشان میداد که یهودی است . علامتی گفتهاند : یک آدم مثلا باریک اندام بلند قد سیاه چرده که یک کمانی هم انداخته بود ) از گوشه مجلس بلند شد شروع کرد با خشونت صحبت کردن : ایها المدعی ما لا یعلم ای آدم پر مدعا که چیزی را که نمیدانی ادعا میکنی ! این حرفها چیست که از همه جا از من بپرسید ؟ ! آیا واقعا تو میتوانی هر چه از تو بپرسند جواب بدهی ؟ ! شروع کرد به هتاکی کردن نسبت به علی علیه السلام با اینکه خلیفه است . مثل اینکه او میدانست که علی چه روشی دارد و کسی نیست که اگر کسی به او فحش هم بدهد فورا بگوید گردنش را بزنید . چون جسارت کرد ، اصحاب یکمرتبه از جا حرکت کردند و میخواستند به او حمله بکنند . فورا علی جلوشان را گرفت . جملهای دارد که من به اعتبار آن جمله این حدیث را نقل کردم . فرمود : « الطیش لا یقوم به حجج الله » ، [١] . با فشار ، حجج الهی را نمیشود اقامه کرد . حرفی زده و به من گفته . سؤالی دارد بگذارید بیاید پیش
[١] سفینة البحار ، ج ١ ص . ٥٨٦