سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
همین است یعنی در راه دعوت به حق و حقیقت ، در راه عبور دادن مردم از بیایمانی به ایمان . در اینجا اصلا باب اهم و مهم هم مطرح نیست . مسئله اهم و مهم جایش جای دیگر است یعنی در مصالح اجتماعی و حتی در مورد عبادات شخصی و فردی مثل نماز خواندن ، و یا زمین غصبی و امثال اینهاست ، اما در باب تبلیغ و رساندن پیام اسلام یک ذره نباید انسان از حق و حقیقت [ تجاوز کند ] . حدیثی را انسان میخواهد نقل بکند ، بعد بگوید اگر این حدیث را اینطور طرح بکنم اثرش بیشتر است . این گناه است ، باید گفت فضولی است ، حق این حرفها را نداری . ایشان بعد آیاتی از قرآن ذکر میکنند که خدا تضمین کرده است : « انا لننصر رسلنا »[١] ما پیامبران خودمان را در راه تبلیغ یاری میکنیم . ای پیغمبران من ! شما از راه حق و حقیقت بروید ، دیگر اثر کردن با ما ، ما تضمین میکنیم . پیغمبران هم از همین راه رفتند و به نتیجهای که خود میخواستند رسیدند . پس ما در استخدام وسیله در راه دعوت مردم به دین و ایمان مجاز نیستیم که از هر وسیله که شده است استفاده بکنیم . اتفاقا اشتباه میکنیم ، نتیجه معکوس میدهد . ما که از نظر منابع فقیر نیستیم ، بگذار آنهایی که از نظر منابع فقیرند بروند جعل بکنند . مقصودم این است که ما چرا ؟ ! ما این قدر از نظر منابع غنی هستیم که حتی احساس نیازش هم غلط است . میخواهی مردم را نسبت به امام حسین علیه السلام بگریانی ، صحنه عاشورا آن قدر پر از حماسه هست ، آن قدر پر از عاطفه هست ، آن قدر پر از رقت هست ، آن قدر صحنههای با شکوه و جذاب و دلسوز
[١] سوره مؤمن ، آیه ٥١ ژ