سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
دارد که اگر در قلب ما ذرهای از ایمان باشد کافی است که نام حسین را
بشنویم و اشک ما جاری بشود. « ان للحسین محبة مکنونة فی قلوب المؤمنین»
یک محبت مخفی در عمق دل هر مؤمن نسبت به امام حسین هست . « انا قتیل
العبرش » [١] من کشته اشکها هستم . شعری است به عربی از یکی از اصحاب
امام صادق علیه السلام ، و خیلی عجیب است . شاید در اوایل طلبگیام در
مشهد بود و هنوز به قم نرفته بودم که آن را از کتاب " نفثه المصدور "
محدث قمی حفظ کردم . ایشان مینویسند که ابوهارون مکفوف که ظاهرا نابینا
بوده است که به او میگفتهاند مکفوف شاعری توانا بوده و گاهی مرثیه ابا
عبدالله میگفته است . او میگوید روزی رفتم خدمت امام صادق علیه السلام .
فرمود از آن شعرهایی که در مرثیه جدم گفتهای برای ما بخوان . گفتم اطاعت
میکنم . فرمود زنها را هم بگویید بیایند پشت پرده تا آنها هم استفاده
بکنند . زنها هم از اندرون آمدند نزدیک ، پشت پرده آن اتاق .
شروع کرد به خواندن شعرهایی که ظاهرا تازه هم گفته بود . ولی مضمون را
شما ببینید ، و اصلا درس را ببینید . وقتی این شعرها را با اینکه پنج
مصراع بیشتر نیست خواند و لولهای در خانه امام صادق بلند شد . امام صادق
همین جور اشک از چشمهایش میریخت و شانههای مبارکش حرکت میکرد . صدای
ناله و گریه از خانه امام بلند شد که بعد ظاهرا خود امام گفتند دیگر کافی
است . اینهمه مرثیههایی که گفته شده است من نظیر این را یا ندیدهام و
یا
[١] بحار جدید ، ج ٤٤ ص ٢٧٩ و . ٢٨٠