سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
قرار شد بنیالنضیر بروند ، مسلمین گفتند ما نمیگذاریم بچههایمان بروند . عدهای از بچهها که به دین یهود بودند گفتند ما با همدینانمان میرویم . مسئلهای برای مسلمین شد . مسلمین گفتند ما هرگز نمیگذاریم اینها بچههایمان را با خودشان ببرند و یهودی باقی بمانند ، ولی خود بچهها برخی گفتند ما میخواهیم با همدینانمان برویم . آمدند خدمت پیغمبر اکرم : یا رسول الله ! ما نمیخواهیم بگذاریم بچههایمان بروند . ( آیه ظاهرا در آنجا نازل شد ) پیغمبر اکرم فرمود : اجباری در کار نیست . بچههای شما دلشان میخواهد ، اسلام اختیار بکنند ، اگر نمیخواهند ، اختیار با خودشان ، میخواهند بروند بروند ، دین امر اجباری نیست « لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروش الوثقی »چون طبیعت ایمان اجبار و اکراه و خشونت را به هیچ شکل نمیپذیرد . « فذکر انما انت مذکر ٠ لست علیهم بمصیطر ٠ الا من تولی و کفر ٠ فیعذبه الله العذاب الاکبر ». ای پیامبر ! به مردم تذکر بده ( قبلا معنی تذکر را عرض کردم ) مردم را از خواب غفلت بیدار کن ، به مردم بیداری بده ، به مردم آگاهی بده ، مردم را از راه بیداری و آگاهی شان به سوی دین بخوان . « انما انت مذکر تو شأنی غیر از مذکر بودن نداری ، تو مصیطر نیستی، یعنی خدا تو را اینجور قرار نداده که به زور بخواهی کاری بکنی « الا من تولی و کفر ». آیا " « الا من تولی و کفر »" استثنای از " « لست علیهم بمصیطر »" است یا استثنای از " « فذکر انما انت مذکر »" ؟ در تفسیر المیزان میفرماید و دلایل ذکر میکند - که استثنای از " « فذکر »