سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
از آن پیروی میکرد . آنچه که علی ( ع ) را از سیاستمداران دیگر جهان
البته به استثنای امثال پیغمبر اکرم متمایز میکند این است که او از اصل
غدر و خیانت در روش پیروی نمیکند ولو به قیمت اینکه آنچه دارد و حتی
خلافت از دستش برود . چرا ؟ چون میگوید اساسا من پاسدار این اصولم ،
فلسفه خلافت من پاسداری این اصول انسانی است ، پاسداری صداقت است ،
پاسداری امانت است ، پاسداری وفاست ، پاسداری درستی است ، و من
خلیفهام برای اینها . آن وقت چطور ممکن است که من اینها را فدای خلافت
کنم ؟ ! خلافت من برای اینهاست ، چطور میشود من اینها را فدای خلافت
بکنم ؟ ! نه تنها خودش چنین است ، در فرمانی که به مالک اشتر نوشته
است نیز به این فلسفه تصریح میکند . به مالک اشتر میگوید : مالک ! با
هر کسی پیمان بستی ولو با کافر حربی ، مبادا پیمان خودت را نقض بکنی .
مادامی که آنها سر پیمان خودشان هستند تو نیز باش . البته وقتی آنها
نقض کردند دیگر پیمانی وجود ندارد . ( قرآن هم میگوید : « فما استقاموا
لکم فاستقیموا لهم »[١] . در مورد مشرکین و بت پرستهاست که با
پیغمبر پیمان بسته بودند : مادامی که آنها به عهد خودشان وفادار هستند
شما هم وفادار باشید و آن را نشکنید . اما اگر آنها شکستند ، شما نیز
بشکنید ) . میفرماید : مالک ! هرگز عهد و پیمانی را که میبندی ، با هر
که ببندی ، با دشمن خونی خودت . با کفار ، با مشرکین ، با دشمنان اسلام ،
آن را نقض نکن . بعد تصریح میکند ، میفرماید : برای اینکه اصلا زندگی بشر
براساس اینهاست . اگر اینها شکسته بشود و
[١] سوره توبه ، آیه [٧]